تبليغاتX
نوشتهای یه ادم سر به هوا

نوشتهای یه ادم سر به هوا

افکار علمی انیشتینه خانوم !!!!!!!!!

پارسال همین وقت ها من اوی رضا امیر خانی را خوندم .امسال همین وقت ها دلم یه درویش مصطفی خواست ....

یه جای کتاب نوشته علی اسم خودش ومهتاب را روی یک خشت مینویسه و واسه اینکه کسی نفهمه مینویسه مع ومیگذاره تا خشک بشه .چندین سال بعد که علی ومهتاب به هم نمیرسند  وعلی میره خونه درویش مصطفی  میبینی اون خشت مع روی سردر خونه درویش هست  توی جمله الحق مع علی وعلی مع الحق ...علی  یه خشت جدا با اسم خودش ویه خشت دیگه به اسم مهتاب درست کرده بود  درویش بهش میگه  میدونی چرا سرنوشت تو ومهتاب از هم جداست؟؟ واسه اینه که اون روز که تو خشت ها را کنار هم میگذاشتی اسم خودت ومهتاب را کنار هم نگذاشتی .....

و چقدر زیبا جریان قست وتقدیر را این آقای امیر خانی گفته

2_خوشحالم انتخابات تموم شد .....همین

+ نوشته شده در  Tue 16 Jun 2009ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط همتون میدونین دیگه  | 

1-یاد چند سال پیش میافتم .دوره قبلی انتخابات .من پیش دانشگاهی بودم و کلی شرو شور .همش دوست داشتم انتخابات تو دوران دانشجویی ام را تجربه کنم .نمیدونستم که همون یه ذره شرو شور را هم از دست میدم .دیگه برام مهم نیست یاد متن بلند بالایی که واسه احمدی نژاد چهار سال پیش که میافتم خودم شاخ در میارم ...من این همه توانایی متن سیاسی نوشتن داشتم ونمی دونستم؟؟ کاش پاکش نکرده بودم دوباره میذاشتمش البته اون یه متن طرفداری بود .مطئن نیستم اگه اون متن را دوباره میذاشتم باز هم طرفداری میکردم ..زیاد مهم نیست .فط دلم میخواد انتخابات تموم بشه حالا به نفع هر کسی که میخواد باشه

2_هفته گذشته تو دانشگاهمون مناظره داشتیم از طرف تشکل ،من در اصطلاح یکی از هیئت موسسش هستم . راستش تشکل ما موضع خاصی نداره اما اون وسط بچه های بسیج و بچه های میر حسین با هم کل میانداختن .من فقط داشتم صورتم را تیکه تیکه میکردم که مبادا مراسم خراب بشه ....خواستم بگم ببینید تا چه اندازه موضع ام را از دست دادم

3_قدیمها یادمه ادرس وبلاگم را که به همه دوستام میدادم .بعدش وقتی میومدند سر میزدند مثل ...پشیمون میشدم و ادرسش را عوض میکردم .الان دلم وبلاگ های قدیمی را میخواد ...الان توی فیس بوک همین طور شده ویه سری دوستان را اد کردم که واقعا فضول به تمام معنی هستند وحتی توی دنیای مجازی هم دست از سر ادم بر نمیدارند دختر ها ذاتا ادم های کنجکاوی هستند .باید یه فکری به حالشون کرد .پاک کردنشون بدون بهانه هم واقعا دردسره...

4_

"غلامحسین کرباسچی که اخیراَ از سوی رئیس‌جمهور به عنوان یکی از مفسدین اقتصادی به شکل غیرمستقیم معرفی شده است، ادعاهای احمدی‌نژاد را دروغ خواند.

کرباسچی در گفت‌وگوبا ایلنا از ارائه نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی رئیس صدا و سیما خبر داد و افزود: از ایشان خواستم تا فرصتی برای پاسخگویی بنده به مردم در صدا وسیما ایجاد کنند تا پاسخ اتهامات بی‌اساس و بدون مدرک رئیس‌جمهور را بدهم."

والا من اون موقع ها بچه بودم اما دادگاه اختلاس کرباسچی را با اون دعایی که اول دفاعش یک ساعت میخوند خوب یادمه ....اخر دادگاهش هم که معلوم نشد چی شد.والا مردم واقعا رو دارند !!!

+ نوشته شده در  Sun 7 Jun 2009ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط همتون میدونین دیگه  | 


استاد قبول کرد ومیرم سر کلاس ما کلی اغفال شدم باید یک کتاب ۱۵۷ صفحه ای را ترجمه کنم ...جهنم ...مجبورم دیگه

+ نوشته شده در  Sun 12 Apr 2009ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط همتون میدونین دیگه  | 

1-یکی من را از توی این منجلابی که هردقیقه بیشتر توش غرق میشم بکشه بیرون ..دارم از بین میرم


2_حذف شد


3_برام دعا کنید .هر کی که هستید ......اگه استاد قبول نکنه من برم سر کلاس چی؟؟باید چیکار کنم؟؟

+ نوشته شده در  Thu 2 Apr 2009ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط همتون میدونین دیگه  |